یک - واقعا سرامیک و پارکت چه زیبایی ئی داره؟ خونه باید فرش داشته باشه روح داشته باشه ببینی لذت ببری با پاهات روش راه بری کیف کنی
دو - حالا درسته که این شیوخ عرب از اول هم ذلیل و مستعمره غرب بودن اما اینکه این جنگ باعث شد چوب دو سر نجس بشن هم جالبه.و چه خوب میشه اگر ایران بحرین رو پس بگیره مثلا
+
جمعه هشتم آبان ۱۴۰۵ ساعت 22:32
| مثلا آرش
|
خواهرم داشت سشوار میزد یهو سشوارو از برق کشیدم زدم توی پریز بغلی.نگام میکرد.گفتم این برقش خُب نیست گرم نیمیکونه [با لهجه اصفهانی]
+
جمعه هشتم آبان ۱۴۰۵ ساعت 19:8
| مثلا آرش
|
یک - یک بار هم دوست دارم از این سر اتوبان صدر تا اون سرش رو پیاده برم و یک مشت به تمامی پایه های تابلوها بزنم.مرض حاد
دو - تو قسمت پروفایل چرا نمیشه فقط ماه رو به نمایش گذاشت؟ چه وضعیه؟ حالا نه اینکه چیز مهمی باشه ولی خب به هرحال شاید یکی خواست ماه رو نشون بده اما روز رو نه
+
پنجشنبه هفتم آبان ۱۴۰۵ ساعت 23:8
| مثلا آرش
|
یه زمانی گوشی ها هرچی کوچیکتر بودن باکلاس تر بودن.بعدش مد شد هرچی پهن تر بودن باکلاس باشن.الان دیگه خود گوشی ها هم موندن توش و اینگونه شد که تاشو مد شد
+
پنجشنبه هفتم آبان ۱۴۰۵ ساعت 16:45
| مثلا آرش
|
یک - با پدرم هر اختلافی داشته باشم اما توی نون هم سلیقه ئیم.اول صبح فقط نون سنگک تازه ولاغیر
دو - درخت های سی ساله شهرک رو با بهانه کمبود آب خشک کردن که حالا همه رو قطع کنن نهال بکارن.نهال آب نمیخواد؟ دیوثا
+
پنجشنبه هفتم آبان ۱۴۰۵ ساعت 14:50
| مثلا آرش
|
یه دختربچه توی پارک هست اسمش شیلاست.دستمال کاغذی و خرت و پرت میفروشه.یکی از بهترین و زیباترین فروشنده هائیه که تا حالا دیدم
+
چهارشنبه ششم آبان ۱۴۰۵ ساعت 21:38
| مثلا آرش
|
دولت فرانسه پاریس ایتالیا و... یه دولت دینی نیستن سپاه و بسیج هم ندارن و مردمش هم برای حجاب و رقص و مشروب به خیابون نیومدن.پس روشنفکر غرب زده ایرانی برای اینکه تصویر ساختگی از رفاه و آزادی در غرب که دهه ها براش ساخته شده رو هنوز میخواد باور داشته باشه و از بین نره ناچاره سکوت کنه
+
یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ ساعت 21:4
| مثلا آرش
|
ساعت دست نکردن و سبک بال بودنم معادل سوتین نپوشیدن دختراست بنظرم
+
یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ ساعت 15:32
| مثلا آرش
|
از صبح ده بار پیامک "برگ ریزون قیمت های دیجی پی" اومده.آقا ما نخوایم از چسمثقال تخفیف شما استفاده کنیم باید چیکار کنیم؟ هروقت هشتاد درصد تخفیف واقعی گذاشتی خبرم کن
+
جمعه یکم آبان ۱۴۰۵ ساعت 19:42
| مثلا آرش
|
یک - من اگه روزی سر از حساب کتاب مادرپدرم دربیارم شیرینی میدم.این به اون پول داده سال فلان اون به این سکه داده سال بهمان اون به اون گفته تا فیلان تاریخ تسویه میکنم و نکرده.بعد اونوقت این وسط سر چی به من پول میدن رو نمیدونم اما این قسمت ماجرا رو دوست دارم.هارهار
دو - روزهای جمعه رو روز حسابرسی نامگذاری میکنم
سه - نعلبکی پیدا کردم و از خویشتن خویش راضی ئم
چهار - این چه نازه
+
جمعه یکم آبان ۱۴۰۵ ساعت 13:50
| مثلا آرش
|