LEFTROOM

1143

آشیونه - هایده

+   دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ساعت 18:55  توسط مثلا آرش  | 

1142

یک - امروز دست یه نفر آیفون دوازده مینی دیدم.چقدر کوچولو و بامزه بود

دو - چرا باید جلوی داروخانه بادکنک بذارن؟ یعنی ما با دیدن بادکنک ها ذوق میکنیم و با خودمون میگیم وای چه ورودی قشنگی بریم داخل یه کم قرص و شربت و گوش پاک کن بخریم؟ مگه مهدکودکه؟

+   یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 19:26  توسط مثلا آرش  | 

1141

یک - اومدم بگم که یه صدای وزوز داره میاد و یه چهارتا هم فحش بدم.صدا خودش قطع شد.هنوز هم به متافیزیک اعتقاد ندارین؟

دو - این چه نازه

+   شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 23:13  توسط مثلا آرش  | 

1140

یک - وقتی شب به آسمون نگاه میکنم به وسعت بی انتهای جهان فکر میکنم به اینکه من در برابر این همه بزرگی چقدر کوچیکم برای لحظه‌ ئی امیدوار میشم.انگار مشکلاتم هم در برابر این وسعت چیزی نیستن

دو - خب دیگه وقت اینه که بشینیم گوش بدیم ببینیم آقا اِبی چی میگه

+   جمعه هفدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 21:52  توسط مثلا آرش  | 

1139

یک - با مدیر بحثم شد.از دو حالت خارج نیست یا باعث میشه اعتمادش بیشتر بشه یا این نتیجه رو میگیرم که وقت رفتنه

دو - از منی که جاهای مختلفی کار کردم به شما نصیحت جایی مشغول نشین که مدیر خانوم داره.به ندرت پیش میاد خانومی که مدیریت خوبی داشته باشه

سه - امروز ساعت مچی نبستم سبک بال بودم

چهار - متاسفانه بعضی ها ادبشون معلوم نیست به کدوم پدرشون رفته کامنت خصوصی میذارن به جای حرف زدن فحش دادن بلدن

+   چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 15:45  توسط مثلا آرش  | 

1138

یک - یه عادت خوبی هم که پیدا کردم شب ها دمنوش یا شیر میخورم.خوابم بهتر شده

دو - هوا خوب شده یکی هم نیست بریم قدمی بزنیم

سه - یمن داره خوب کار میکنه.دمشون گرم

+   چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 11:44  توسط مثلا آرش  | 

1137

حاضرم تمام باقیمونده عمرم رو بدم اما بتونم برم به زمان بتهوون و توی یکی از اجراهای خودش تو سالن باشم یا مثلا برم به سال اکران فیلم های مورد علاقه ئم و بتونم برم سینما و ببینمشون.باید ته لذت های دنیا باشه همچین چیزی

+   سه شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۵ساعت 19:19  توسط مثلا آرش  | 

1136

امروز یه داستانی پیش اومد که پوچ و تباه بودن جماعت برعنداز رو قشنگ میشد دید.این قشر آدم ها خیلی جوکن

+   یکشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 23:8  توسط مثلا آرش  | 

1135

یک - باورم نمیشه همکارم رو اینقدر بدبخت و ذلیل میبینم.جالبه

دو - مشتری داشتیم فامیلیش سرمایه جویی بود.ثروتمند بودن ازش میباره

سه - به خورشت لوبیا سبز هم علاقه مند شدم

+   شنبه یازدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 17:9  توسط مثلا آرش  | 

1134

یک - دارو نیست اما آیفون ۱۸ برای چسی اومدن یه عده هست‌

دو - اولین بارون پاییزی هم اومد خیلی جذاب

+   جمعه دهم مهر ۱۴۰۵ساعت 16:11  توسط مثلا آرش  | 

1133

درک محیطی و ذهن خوانیم و آینده نگریم بالاست.برای همین شاید چیزهایی رو متوجه میشم که بقیه نمیشن.البته خب همین ویژگی هم کم باعث ناراحتیم نشده تا حالا

+   جمعه دهم مهر ۱۴۰۵ساعت 14:24  توسط مثلا آرش  | 

1132

وسط تولد نشستم و میلی به شیرینی جات ندارم.این خوبه

+   پنجشنبه نهم مهر ۱۴۰۵ساعت 23:18  توسط مثلا آرش  | 

1131

یک - باید با این دختره که ورزش میکنه سر صحبت رو باز کنم بگم چه جنایتی کرده.بی خبر نباشه یه وقت

دو - در این که موی کوتاه به بعضی دخترا خیلی میاد شکی نیست اما در کل کوتاه کردن مو توسط دخترا در حد جنایت علیه بشریته

+   پنجشنبه نهم مهر ۱۴۰۵ساعت 14:31  توسط مثلا آرش  | 

1130

پدرم نصف شب ها وقت و بی وقت میره سراغ یخچال.پیر شدن غمگین و عجیبه

+   سه شنبه هفتم مهر ۱۴۰۵ساعت 0:39  توسط مثلا آرش  | 

1129

خدایا تو که ریش دادی خودتم پاشو بیا اصلاحش کن.والا بخدا

+   سه شنبه هفتم مهر ۱۴۰۵ساعت 0:2  توسط مثلا آرش  | 

1128

یک - نمیشه به خاطر اوضاع منطقه فردا رو تعطیل کنن؟ بگن دیر برید سرکار هم اوکیه باز

دو - هرچقدر هم که خسته باشم ظرف های شام رو میشورم

+   دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵ساعت 23:27  توسط مثلا آرش  | 

1127

یک - اگه قرارداد کرج رو ببندم یه آخیش میگم و یه باری از دوشم میذارم زمین

دو - به عنوان جایزه هم برای خودم شیرکاکائو میگیرم با شیرینی دانمارکی

+   یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ساعت 22:17  توسط مثلا آرش  | 

1126

یک - دیشب یه سوسک تو اتاقم دیدم که رفت زیر میز و بدون اینکه خواهان انهدامش باشم گرفتم خوابیدم

دو - البته که باید نابودش میکردم چون مادر از سوسک میترسه اما خب امیدوارم خودش از همونجایی که اومده بره بیرون یا سقط بشه

سه - اگه بتونم قابلیت زنده گیری هم پیدا کنم که دیگه خیلی خوب میشه و حداقل توسط من موجودی کشته نمیشه

+   یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ساعت 14:16  توسط مثلا آرش  | 

1125

یک - هنوز فینگلیش نوشتن مده مثلا؟ این همکارهای من هر کدومشون پدیده ئی هستن

دو - خدا پول رو به چه آدم هایی داده.در عجبم

+   شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ساعت 10:38  توسط مثلا آرش  | 

1124

یک - خواب بدی دیدم که خب از ذهن شلوغم بعید نیست به هرحال

دو - با این وضعیت احتمالش کمه سال دیگه تولدم رو ببینم

سه - بعد از مدت ها پیتزا و قارچ سوخاری گرفتم.دیگه قارچ سوخاری هم بنا به دلایلی بهم نمیچسبه

چهار - پروردگارا بازم شکرت

پنج - یکی رو دیدم از بچه های زمان دانشگاه بود یا خیلی شبیه بود.حافظه بصری قوی ئی دارم لابد

شیش - این چه نازه

+   جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ساعت 23:2  توسط مثلا آرش  | 

1123

حالا اینکه آمارگیر رو باز کردم و دیدم یه عالم نفر هم زمان آنلاینین و برگ هام قبل از درختان ریخت مراد بحثمون نیست.میخوام یه اعترافی بکنم.من آدمی نیستم که بزارم حال بدم رو کسی بفهمه.برای همین میدونستین اگه همین هایی که روزمرگی هام رو نمیدونم به چه دلیل میخونین هرازگاهی دعام کنین ممنونتون میشم؟ و پدر دوستم حالش خوب نیست دعا کنین شفا بگیرن؟ مرسی

+   جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ساعت 2:2  توسط مثلا آرش  | 

1122

یک - نتانیاهو و ترامپ به وحشیگری های خودشون افتخار میکنن اونوقت اینجا هنوز یه عده که پ رو از چ نمیتونه تشخیص بده ور ور میکنن

دو - هیئت ایرانی عکس سردار سلیمانی رو گذاشتن و سالن رو ترک کردن.فکر کن آینه دقشون کسی که دهنشون رو سرویس کرده بود عکسش رو ببین هنوز هم بترس.این کار از صدتا سجیل و خرمشهر برای این سگ جنایتکار بدتر بود.دمشون گرم

+   جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ساعت 0:5  توسط مثلا آرش  | 

1121

یک - دیجیکالا چرا اینقدر بد شده؟ خریدی که داشتم داره توی سه پارت میفرسته.لعنت بهت

دو - بچه که بودیم برادرم کارت باز و تیله باز حرفه ای بود رقیب نداشت و خیلی جمع کرده بود شاید نزدیک سه هزارتا.همینجوری یاد قدیم افتادم

سه - کاش یه جایی از وبلاگتون مینوشتید بدبخت غرب زده هستین خائن به وطن پی پی خور ترامپ.که دیگه مائم وقت و انرژی نذاریم بخونیم و کامنت بذاریم

+   پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ساعت 20:10  توسط مثلا آرش  | 

1120

شاید ندونین اما من خودم طرفدار حیوانات و گربه ئم اما با یه معضلی روبرو هستیم به اسم گربه پروری در کافه ها.زیر میز روی میز لابلای پات همه جا پر از گربه ست که خب جالب نیست دیگه اینقدر بی بهداشتی بازی درمیارین

+   پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ساعت 15:15  توسط مثلا آرش  | 

1119

یک - همکارم کلا فی کلهم اجمعین مشکل داره

دو - یکی تو پروفایلش یه جمله شعرطور رپ طور نوشته و اینکه شاید فقط من متوجه شده باشم حس خوبیه

سه - شب ها خنک شده خوبه.بارون بیاد که بهتر هم میشه

+   پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ساعت 0:32  توسط مثلا آرش  | 

1118

یک - مادرم اصولا دستش به کم نمیره.زیاد خیرات میکنه زیاد محبت میکنه زیاد هم فلفل میزنه به غذاها.قربون دستش

دو - امروز برای اول پاییز بودن زیادی گرم نیست؟ چه وضعیه؟

+   چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ساعت 12:33  توسط مثلا آرش  |