1058
مادر: صبح رفتم خونه خانوم فلانی روضه تو خواب بودی بعد دو ساعت دیگه میرم مسجد فلان بعد عصر میرم روضه فیلان و...
من: استراحت هم که نمیکنین دیگه رسما :\
مادر: الان دارم استراحت میکنم دیگه :d
من: شما اگه کارخونه شرکت داشتین یا استاد دانشگاه بودین مثلا ماشالا انرژیتون بازدهی بالایی میتونست داشته باشه حقیقتا
مادر: بابات نذاشت!!! .....
من: [ چه اشتباهی کردم این حرفو زدم :| ]
من: خلاصه استراحت کنین دارین از حال میرین! بعد کمر و پاهاتون درد میگیره تا یک هفته زمین گیر میشین.نکن همچین مادرم نکن :\
مادر: باشه حالا شب رو دیگه فکر نمیکنم بتونم برم...
من: بنظرم باید از این دستگاه های ورود و خروج بذاریم تو خونه همه کارت بزنیم.هرکی تخلف کنه باهاش برخورد بشه :d
مادر: بیاه بچه بزرگ کردم :)))
من: بعد جریمه میشین مثلا دیگه نون سنگک تازه فقط اندازه کف دست میتونین بخورین.هارهار :دی
مادر: نهههه :(
من: آره همینه که هست :دی
[اعمال قانون مادر-مبارزه با پرخوری-دکتر آرش]
