1100
یک - مدتیه دارم به خودکشی فکر میکنم.نه اینکه بخوام خودکشی کنم ها نه.فقط جهت تفکر.از یه جنبه هایی خیلی کار بامزه ئیه لابد البته من اون جنبه هارو کشف نکردم هنوز ولی این به فکرم رسید که ما از کجا میفهمیم خودکشی کردیم یا نه؟ مثلا شاید همین نوشابه هایی که سر ظهر با ناهار میخوریم یه زهر مخوف باشه و ما درجا بمیریم.هر روز و هر روز و بعدش بلافاصله بریم تو زندگی بعدی و چون خودکشی گناه کبیره هم هست زندگی بعدی باید جهنم طوری باشه.پس نوشابه های ظهر جمعه کشنده ئند و عصر دلگیر جمعه در اصل جهنم حاصل از خودکشی ظهر همان جمعه است و عصرهای روزهای تعطیل کلا تاوان خودکشی های ظهرهایشان هستند.متوجه ئین؟
دو - علاوه بر این خودکشی های با غذا یک مدل خودکشی با صوت هم کشف کردم که مربوط به آلارم موبایل است.وقتی آلارم ساعت هفت صبح بیدارتان میکند و شما به بدبختی آن را اسنوز میکنید بلکه پنج دقیقه بیشتر بخوابید در اصل طی این فرایند اسنوز کردن و در اثر صدای آلارم میمیرید و آن پنج دقیقه خواب ناز تا آلارم بعدی در اصل مدت زمان طی مراحل اداری مردنتان است و بعد از آن پنج دقیقه و آلارم بعدی شما دوباره در جهنمی هستید که معمولا سردسیر است در اثر باد کولر و عذابش این است که باید توی اون سرما از زیر پتو بلند بشی و بری صورتت رو با آب سرد بشوری و لباس بپوشی و بری مدرسه/دانشگاه/محل کار ولی خوبیش اینه که غذاهای اماکن مذکور دیگه سمی نیستند و از ظهر به بعد و تا تعطیل شدن حال شما هی به صورت تصاعدی خوب میشود تا تعطیل شوید
سه - همه فکر میکنن من هم فکر میکنم